خرید بک لینک
گمان میکردم انتسابِ برخی جملات اشتباه به فروید، ناشی از اشتباه در ترجمۀ آنها به زبانهای دیگر، خصوصاً انگلیسی است. ولی این انتسابهای نادرست به زبان آلمانی هم وجود دارند (که بعضاً در سایت دانشگاههای آلمانی هم به آنها استناد شده و جالبتر این که در شرح آنها از زبان فروید، سخنها گفته شده است!).یکی از این جملات مشهور منتسب به فروید در زبان فارسی این است که: انسان خوشبخت (یا سالم) کسی است که عشق بورزد و کار کند. روایاتی که این معنا را در زبان انگلیسی میرسانند و به فروید نسبت میدهند متکثرند، مثلاً این که: عشق و کار اساس انسانیت ما هستند[1]، یا: عشق و کار؛ کار و عشق؛ این همۀ چیزی است که هست[2]. ولی همگی این روایات برداشتی از این جملۀ آلمانی منسوب به فروید هستند: سلامتی عبارت است از توانایی عشق ورزیدن و کار کردن[3]. اما سایت موزۀ فروید در وین با رد این انتساب درخواست کرده است که اگر کسی منبعی (از جمله در نامههای فروید) برای این جمله میشناسد معرفی کند[4]!به نظر میرسد این جملۀ انتسابی، خوانش دلخواه جامعۀ سرمایهداری از هر اندیشمندی از جمله فروید، در راستای تأیید آموزههای خود باشد.در عوض اگر علاقهمند به دانستن نظر فروید در مورد آنچیزی که قبلۀ آمال سرمایهداری است باشیم، میتوانیم به این نقل قول مورد تأیید او در کتاب «جک و رابطهی آن با ضمیر ناآگاه»[5] توجه کنیم: «با داشتن گستاخی و بیوجدانی به مقدار لازم، کسب ثروت کلان کار سختی نیست، و البته اشرافیت پاداش این دارندگیها است»[6]. فروید از این نقل قول برای یادآوری معانی پنهانی که در جملات ظاهراً حکیمانه هست استفاده کرده است. به نظر او در آموزهای مصطلح مانند: «پیشانی آهنی، صندوق آهنی، تاج آهنی»[7] (که عبارت تاج آهنی، هما

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1402 ساعت: 15:25

16. Selbst das Unerklärliche existiert: „Ich werde nicht die modische Dummheit begehen, alles, was ich nicht erklären ka, als Betrug zu betrachten“.16- چیزهای غیرقابل توضیح هم وجود دارند: "من مرتکب این حماقت شایع نمیشوم که آنچه را نمیتوانم توضیح دهم، فریب بنامم".17. Die kleinen Dinge sind meist am wichtigsten: „Das Geringste, was einen Si hat, ist im Leben mehr wert als das Größte, was ohne ihn ist“.17- چیزهای کوچک اغلب مهمترینها هستند: "کوچکترین چیزی که معنایی داشته باشد، از چیزهای بزرگ بیمعنی، در زندگی مهمترند". 18. Die Weisheit schweigt: „We ein Mensch mehr weiß als andere, wird er einsam“.18- خرد ساکت است: "وقتی کسی بیش از دیگران بداند، تنها میشود".19. Die Veränderung muss bei dir begien: „So wie jede Veränderung irgendwo begien muss, so ist es das einzelne Individuum, das sie erfahren und durchziehen wird. Die Veränderung muss in der Tat bei einem Einzelnen begien; es ka jeder von uns sein. Niemand ka es sich leisten, sich umzuschauen und darauf zu warten, dass jemand anderes das tut, was er selbst unge tut“.19- تغییر باید از خودت آغاز شود: "از آنجایی که هر تغییری از یک جایی باید شروع شود، یک فرد به تنهایی آن را تجربه و تمام خواهد کرد. تغییر در واقع باید در عمل به صورت فردی آغاز شود و این فرد میتواند هر یک از ما باشد. هیچ کس نباید به این بسنده کند که منتظر بنشیند تا دیگری، آن کاری را که خودش از آن اکراه دارد، انجام دهد".20. Ihr seid aus einem Grund hier: „We du ein begabter Mensch bist, bedeutet das nicht, dass du etwas gewoen hast. Es bedeu

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 15:08

از عجایب روزگار ما این است که وقتی چیزی مفت باشد خریدار ندارد! یک نگاه به قیمت سهام همراه اول بیندازید: ارزش بازار شرکت با دلار 50هزار تومانی معادل 760 میلیون دلار است. راه دوری نرویم و آن را با ارزش بازار امروز تورکسل مقایسه کنید که 4 میلیارد دلار است. تازه مشترکین تورکسل تقریباً نصف همراه اول است. چرا ارزش بازار همراه اول که قاعدتاً باید 7.5 میلیارد دلار باشد، یک دهم آن است؟ تجهیزات همراه اول با ریال خریده شده، یا تکنولوژی آن بومی است یا مثل گاز در کشور ما فراوان است؟همراه اول به قیمت دلار 5 هزار تومانی حراج شده است ولی کسی نمیخواهدش. دلاری که سالانه سود بانکی هم میدهد! راستی نرخ مکالمه و اینترنت همراه در ترکیه چند است؟ در آلمان و چین چند؟ آیا قیمتها همین میماند؟گویا فعلاً مردم خواهان خودروهای چینی به نرخ دلار 200 هزار تومانی و خودروهای کرهای با دلار 300 , 400 هزار تومانی و خودروهای آلمانی با دلار یک میلیون تومانی هستند. یک آگهی بنز اس500 مدل 2012 به قیمت 14 میلیارد تومان (یعنی 280 هزار دلار) دیدم! قیمت متوسط جهانی این مدل 14 هزار دلار است یعنی 20 برابر کمتر. یعنی مردم برای بنز با دلار یک میلیون تومانی هم پول میدهند! چرا؟ چون فعلاً ماشین خارجی نیست ولی سهام داخلی تا دلت بخواهد هست. امان از روزی که ورق برگردد.گاهی فکر میکنم که مردم در عصر مدرن، دیگر درگیر نیازهای روانشناختی انسانها در عصر حجر نیستند. در عصر حجر هر چیزی که کم بود ارزش داشت، چون نماد برازندگی بود ولو اینکه آن چیز به هیچ دردی به جز خودنمایی نخورد، ولو اینکه مایۀ عذاب باشد.راستی مردم در عصر ارتباطات به موبایل و اینترنت همراه بیشتر نیاز دارند یا به ماشین سواری شخصی گرانقیمت؟این ضایعه اسفبار را به شرکت

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 15:08

نخستین برنامه تجربی مقدماتی نظريه و متد بنيان درسال ١٤٠٢ در این تاریخها به صورت آنلاین (در نرمافزار زوم) برگزار خواهد شد:دوشنبه 29 خرداد 1402 از ساعت 6 عصر تا حدود 10 شبسهشنبه 30خرداد 1402 از ساعت 6 عصر تا حدود 10 شبچهارشنبه 31 خرداد 1402 از ساعت 6 عصر تا حدود 10 شبپنجشنبه 1 تیر 1402 از ساعت 2 عصر تا حدود 10 شبجمعه 2 تیر 1402 از ساعت 2 عصر تا حدود 10 شببازنگریها:شنبه 3 تیر 1402 از ساعت 6 عصر تا حدود 9 شبشنبه 10 تیر 1402 از ساعت 6 عصر تا حدود 9 شبشهریۀ این برنامۀ 34 ساعته برای افراد داخل ایران 3 میلیون تومان است. برای نامنویسی به شماره واتساپ 0991.238.39.27 پیام بدهید. آخرین فرصت واریز شهریه تا ساعت ۱۲ ظهر شنبه ٢٧ خرداد میباشد.این برنامه برای کسانی موثر است که پاسخشان به یکی از سوالات زیر مثبت باشد.◇ آیا برایم مطرح است که:۱. نظراتم را در جمع مطرح کنم؟۲. نظراتم دریافت و درک شوند؟۳. رابطهام را با هر شخص با هر فکر و رفتاری بتوانم تنظیم کنم؟۴. تغییری در رفتار و نتایج خود ایجاد کنم؟۵. استعداد و تواناییها و ارزشهای خودم را بشناسم؟۶. با دیدگاههای متفاوت تعامل برقرار کنم؟۷. با صراحت و بدون تعارف و رودربایستی حرفم را به طرف مقابل بزنم؟۸. به سادگی و روان با موضوعات ناخوشایند روبرو شوم؟۹. در ایجاد روابط، موجد و پیشقدم باشم؟۱۰. علاقه و انگیزه در کار و حرفه خود داشته باشم؟۱۱. در روابط و کارهایم مسئول باشم؟۱۲. با موارد ناشناخته با اعتماد به نفس روبرو شوم؟۱۳. هدفگذاری و برنامهریزی داشته باشم؟۱۴. انعطافپذیر باشم؟۱۵. توجه و تمرکز داشته باشم؟۱۶. تاثیرگذار باشم؟۱۷. با پشتکار تصمیمهایم را به نتیجه برسانم؟۱۸. اهمیت دادن به خود و خواستههایم را زندگی کنم؟۱۹.شاد بودن را تجربه کنم؟۲۰.

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:24

"رؤیا به مثابه شاهراهی به ناهشیار" عبارتی کلیشهای و مصطلح است که به اشتباه از فروید نقل میشود. این کلیشه ترجمۀ Der Traum als Königsweg zum Unbewussten است که به کتاب تعبیر رؤیای فروید (1900) نسبت داده میشود (حتی در عنوان یک سخنرانی درسی در سایت دانشگاه معتبری مانند دانشگاه توبینگن). اما این عبارت در این کتاب نیست. اولاً عبارت Königsweg (به انگلیسی معادل: royal road) در هیچ کدام از آثار فروید وجود ندارد و این موضوع را به راحتی میتوان با جستجو کردن این کلمه در مجموعه آثار فروید دریافت. در واقع، هرچند فروید معادل لاتین این کلمه یعنی Via Regia را به کار برده است ولی منظور از این کلمه «راهِ شاهی» است و نه شاهراه. راهِ شاهی راهی است ایدهآل و ویژه، مخصوص شاه. در ثانی، فروید به تعبیر رؤیا اشاره کرده و نه خود رؤیا. بعلاوه او تعبیر رؤیا را راهی ایدهآل به سوی شناخت ضمیر ناآگاه برشمرده نه ورود به آن. جملۀ فروید که فقط یک بار در کتاب تعبیر رؤیا آمده این است:Die Traumdeutung ist aber die Via Regia zur Ketniss des Unbewußten im Selenleben.«تعبیر رؤیا اما راهی شاهی برای شناخت ضمیر ناآگاه در حیات روانی است.» بنابراین فروید به وجود ضمیر ناآگاه به عنوان چیزی شناختنی در حیات روانی انسان قائل است و تعبیر رؤیا را بهترین راه ویژه برای این کار میداند. اما آیا شناخت (یعنی آگاهی هشیار) از چیزی که اساساً ناآگاه است امکانپذیر است؟ + نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 20:2 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:24

در کلیپی از استاد ارجمندمان دکتر «نیما قربانی» پرسیدند اگر بخواهی در یک جمله آموختههای تجربۀ زندگیات را بگویی، چه میگویی؟ ایشان هم جوابی دادند (گفتند: بیش از آنکه فکر میکنی ذهن روی بدن اثر دارد، بیش از آنکه فکر میکنی حالت بد است و بیش از آنچه فکر میکنی راه حل برای چیزها وجود دارد). پاسخ استاد مد نظرم نیست. خود سوال مد نظرم است. این سوال، در واقع سوال نیست، بلکه جواب است! و در نتیجه جواب ندارد! اگر من باشم، به این سوال جوابی نمیدهم. میگویم سوالتان جواب ندارد!چرا؟ چون این سوال در دل خود پیشفرضهایی دارد: اینکه میتوان در یک جمله لُبّ مطلبی را بیان کرد؛ اینکه مسائل قابل تقلیلاند؛ اینکه زمین سفتی وجود دارد که میشود روی آن ایستاد و حقایقی را بطور مطلق بیان کرد و ....شاید وجود این پیشفرضها در دل این سوال روشن نباشد. اما به هر حال: بیان هر تجربه به بینهایت جمله نیاز دارد؛ حقیقت در همه جا پخش است و در هر جایی بخشی، و فقط بخشی از حقیقت نشسته است، نه همۀ آن؛ یعنی: زمین سفتی که پا بر آن بگذاریم وجود ندارد. ما در هوا معلقیم. همه چیز در هوا معلق است. ما در این کلهمعلقزدنها فقط میتوانیم حرف بزنیم و تجربه کنیم. حرفهایمان که بادِ هواست، و تجربههایمان غیرقابل انتقال. و ظاهراً، این سرشت مغموم سرنوشت انسان است.اما حس میکنم چیزهای دیگری هم هست؛ ولی چون این فقط در حس من است، غیرقابل بیان است! + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۲ ساعت 14:27 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:24

صفحه بندی